سکس فامیلی خواهر به اشتراک گذاری اهمیتی نمی دهد

0 views

سکس فامیلی کوس واقعن جذاب بارانی که بند آمدنش شهر را پر

سکس فامیلی دوست دختر جوردی در نهایت او را برای یک شب ملاقات تنها می گذارد در حالی که ربکا نمی تواند کمی حسادت کند.

زمانی که خواهر دوست دخترش ربکا وارد می‌شود تا به آن‌ها روی کاناپه بپیوندد، آن دو تازه می‌خواهند استراحت کنند.

جوردی مطمئناً بدش نمی‌آید که با ربکا راحت باشد، مخصوصاً وقتی او شروع به تکان دادن او از زیر پتو می‌کند. وقتی دوست دختر جوردی بیرون می‌رود.

ربکا از لحظه استفاده می‌کند و به عضو عظیم او گاییدن می‌زند. ربکا می‌گوید که وقت دارد تا در پایین‌ترین نقطه‌ها به فکر فرو برود.

پس از همه‌چیز او مطمئن است که خواهرش اهمیتی سکس فامیلی به اشتراک‌گذاری ندارد! ستاره های پورن: جوردی ال نینو پولا / ربکا ولپتی.

کوس واقعن جذاب ودن ی پیرهن استین کوتاه تنش بود سوار شدم و رفتیم خدایی خوشم نیومد ازش قرار شد اون بره امتحانش رو بده .

و منم برم ی جا درسمو بخونم ک چون ازش بدم اومده بود گوشیمو سایلنت کردم و وقتی جزومو خوندم خودم رفتم سوار سرویس .

شدم ک برم و از عدم خوابیدم تا جواب ندم خیلی زنگ زده سکس فامیلی بود و نگران شده بود. وقتی برگشتم و جوابشو دادم گفتم خواب بودم .

و اونم گفت هر جا ک فک کنی رو گشتم و خیلی نگران شدم. من بهش گفتم دوس ندارم تو رابطمون احساس باشه خلاصه یک .

تابستون گذشت و ما فقط یبار همو دیدیم اونم باز توی دانشگاه سکس فامیلی و من چقدر همونم ناراحت شدم….ترم مهر شد و خواستیم .

بریم دانشگاه باهم میرفتیم اما تو سرویس کنار هم نبودیم…اما کم کم ررمون باز شد و یبار,برگشتن نشستیم کنار هم یکم .

همو اذیت کردیم ک گفت چرا نمیزاری دو دقیقه دستتو بگیرم منم سکس فامیلی ساکت نشستم و هیچی نگفتم دستمو ک گرفتم مردم .

از خجالت و حرارت کلع تنم داغ شده بود و نبض میزد خیلی حس خوبی بود.

کوس واقعن جذاب

سکس شب به آرامی سپری میشد مملو از سکوت و بوی بارانی که بند آمدنش شهر را پر از قصه کرده بود.

به رسم عادت سرخوشی ام داشتم خیابان را با خواندن ترانه سکس فامیلی های مرضیه قدم میزدم.

در خلوتیه خیابان رو به روی همین باغ فردوس صدای جیغ دختری به گوشم رسید که کمک میخواست.

خودم را سراسیمه به کوچه مجاور رساندم که دیدم چند پسر جوان دوره اش کرده اند و بی هوش روی زمین افتاده.

رسیدم نزدیکشان قصد بردنش را داشتند که باید اول من را میکشتند سکس فامیلی و بعد میبردنش.

سه نفر بودنند و زورشان زیاد و تا میخوردم کتکتم زدنند اما گفتم که،،باید مرا میکشتند تا بگذارم دختر مردم را ببرند.

نکشتند و نگذاشتم ببرند به خودم که آمدم هنوز بی هوش افتاده بود سکس فامیلی و هر چه به صورتش زدم به هوش نیامد.

کاری از دستم ساخته نبود آن وقت شب و مجبور شدم کولش کنم و به خانه مان که آن نزدیکی ها بود بردمش.

خدارو شکر پدرم خواب بود و مادر درب را باز کرد و تا دختر را روی کولم سکس فامیلی دید شروع کرد به فحش دادن که چکار کردی با دختر مردم.

به بدبختی و قسم خوردن حرف هایم را باور کرد به خانه رفتیم و زیر نور چراغ وقتی سرو وضعش را دیدم دوزاری ام افتاد که به ما نمیخورد و قطعا از کاخ نشینان شمیران است.

وقتی به هوش آمد و مادرم را بالای سرش دید کمی دلش آرام گرفت و تصمیم گرفت تا صبح بماند و با آن وضع به خانه نرود.

صبح زود بود که با لگد و فحش پدرم از خواب بیدار شدم و باید دوساعت توضیح میدادم که این دختر کیست و چیست و از کجا؟

میگفت در حالت مستی دختر مردم را به خانه آورده ای پدر وقتی سکس فامیلی کبودی سرو دستم را دید کمی باورم کرد.

کوس بلوند توپول

رفتم سراغ مادرم تا ببینم چه شد؟ کِی میرود خانه شان که دیدم از پشت پنجره دارد حیاط را نگاه میکند.

نزدکیش رفتم و دیدم محو تماشای دختر است که دور حوض نشسته و دارد به گلها آب میدهد و گیسوی بلندش هی از اینور به آنور تاب میخورد.

داشتم نگاهش میکردم که مادرم ضربه ی اول را سکس فامیلی زد و گفت.

دست از یللی تللی بردار…من این چنین عروسی کنار حوض سکس فامیلی حیاط میخواهم!

هر چقدر بیشتر نگاهش میکردم به این نتیجه میرسیدم که خدا هر چه در چنته داشته برای خلق چهره ای این دختر رو کرده است.

چشم و ابروی مشکی و گیسوی صاف و یکدستش را انگار نقاشی سکس فامیلی کرده بودند و لبخند از لبانش نمی افتاد و با مادرم بدجور گرم گرفته بود.

آفتاب تازه داشت در می آمد که به اصرار پدرم همراهش رفتم تا صحیح و سالم به پدر مادرش تحویلش دهم و تمام قصه را برایشان تعریف کنم.

در راه که به سمت خانه شان میرفتیم بدون اینکه حرفی بزند سکس فامیلی مدام نگاهم میکرد.

از دیشب یک تشکر خشک و خالی هم نکرده بود که فلانی ممنون جانم را نجات دادی… فقط نگاهم میکرد..یعنی زل میزد ..نگاه که نه!

جلوی خانه که رسیدیم دیدم سکس فامیلی حدسم درست بوده و این دختر از قشر ثروتمندان است!

داشتم حرف میزدم که من باید شما را به پدر مادرتان تحویل دهم و اینها که گفت لحظه ای سرت را پایین بیاور…

با تعجب حرفم را قطع کردم و نزدیکتر رفتم که بر روی سکس فامیلی زخم صورتم دست کشید و گفت بمیرم الهی…اما نگران نباش …

چشمان تو انقدر گیراست که هیچ کس متوجه زخم صورتت نمیشود سکس فامیلی گفت و خداحافظی کرد.

کردن کس فلم سکس امریکایی

فیلم سکس آمریکایی دانلود فیلم سکسی خارجی فیلم گاییدن فیلم پورن ایرانی سکس المانی سکس زورکی عکس های سکسی فیلم های سکسی ایرانی سكس الماني سکس آلمانی کیر خوردن

Sister Doesn’t Mind Sharing
Jordi’s girlfriend finally gets him alone for a date night while Rebecca can’t help but be a bit jealous. The two are just about to relax when his girlfriend’s sister Rebecca barges in to join them on the couch. Jordi certainly doesn’t mind getting cozy with Rebecca, especially when she begins jerking him off underneath the blanket. When Jordi’s girlfriend steps outside, Rebecca seizes the moment to slurp down on his massive member. Rebecca figures she has time to get a deep dicking on the down low, after all she’s sure her sister doesn’t mind sharing!

Pornstars: Jordi El Nino Polla / Rebecca Volpetti