داستانهای سکسی سورپرایز گاییدن با دیک های بزرگ

0 views

داستان‌های سکسی‌ سورپرایز خواهر کوچک برای برادرش

داستانهای سکسی اگر سه خانواده هر کدام یک عضو را برای ایجاد یک خانواده جدید کمک کنند چه اتفاقی می افتد؟ در این قسمت از مبادله خانواده، لولی دیمز و دن دیمج واقعاً می‌خواهند بهترین والدین مبادله شوند.

هنگامی که آنها اتاق را ترک می کنند، ریکی اسپانیایی به خواهر مبادله ای خود آریا والنسیا می گوید که پدر و مادر مبادله آنها بسیار سختگیر و سختگیر به نظر می رسند.

آریا صدای ریکی را می شنود، سپس در حال خروج از اتاق به او می گوید که همه داستانهای سکسی چیز همیشه آنطور که به نظر می رسد نیست. در واقع درست است که همه چیز همیشه آنطور که به نظر می رسد نیست.

ریکی در حالی که از دری که آریا در حال تعویض است باز گذاشته است می گذرد. بعداً، آریا جاسوسی می کند که مادر و پدرش را با هم عوض می کنند و به تماشای آن می ایستد.

دست‌هایش به سمت سینه‌های او می‌روند و در حالی که خودش را به فضول کردنش داستانهای سکسی می‌کشد. ریکی بیرون می‌رود تا آریا را ببیند که در حال تعویض والدینش است و خودش کاوش‌های شخصی انجام می‌دهد.

تعجب او را تصور کنید وقتی که والدین مبادله‌اش با خواهر مبادله‌اش تماس می‌گیرند تا به آنها ملحق شود. هنگامی که ریکی به در نزدیکتر می شود تا عمل را از نزدیک ببیند، او نیز فراخوانده می شود.

نکته بعدی که ریکی می داند، او باید مادرش را عوض کند و خواهرش را عوض کند و دیک خود را لیس بزند، همانطور که آریا یک بیدمشک پر از خروس در اختیار سگ قرار می دهد. دن.

لولی در حالی که روی دست و زانو می‌نشیند تا ریکی به خانه برود، به آریا کمک می‌کند تا دن  داستانهای سکسی را در دختر گاوچرانی معکوس سوار کند.

دخترها شرکای خود را عوض می کنند تا آریا سوار بر ریکی دختر گاوچران شود در حالی که داستانهای سکسی لولی با دن رفتار مشابهی دارد.

پس از تعویض به شریک اصلی خود، دختران بر روی پشت خود می‌نشینند و دستانشان را می‌گیرند تا برای سواری آویزان شوند، زیرا پسرها به آنها کوبیدن درست بیدمشکی می‌دهند.

ریکی لولی را با یک کیک خامه ای میل می کند، در حالی که آریا همان لذت عمیق را از دن دریافت می کند تا اولین فامیل مبادله ای آنها را امضا کند، اما قطعاً آخرین آنها نیست.

بهترین فرصت بود که یه جوری رهارو بکشم خونه.شب باز با رها حرف زدم و بهش گفتم فردا کسی خونمون نیست.

اگه بخوام بیای میای خونمون؟یکم من من کرد و گفت مامانت چی؟گفتم یکی از فامیلامون مرده میره ختم از اونورم میره خونه مادر بزرگم اینا.

گفت آخه کلاس دارم فردا.گفتم نترس ،به خانم داییم میگم زنگ بزنه به داستانهای سکسی آموزشگاهت خودشو جای مامانت جا بزنه بگه نمیاد.ته دلش راضی بود ولی همش میگفت میترسم.

انقدر اصرار کردم تا قبول کرد.خیلی تو تخت اینور اونور کردم تا خوابم برد.صبح زود از صدای دست مادرم بیدار شدم که داشت اماده میشد بره مراسم خاکسپاری.

منم وقتی رفت زنگ زدم به رها و گفتم پای حرف دیشبت هستی یا نهگفت اره ولی میترسم.گفتم ترس نداره که.شماره ی اموزشگاهتو اس کن واسم بدم خانم داییم زنگ بزنه.

بعد به خانم داییم زنگ زدم که داشت اماده میشد بره خاکسپاری .قضیه منو رهارو میدونست داستان‌های سکسی‌ واسه همین قبول کرد و گفت که زنگ میزنم.

خیلی استرس داشتم.اولین باری بود که همچین کاری رو میکردم.به خانم داییم گفتم هروقت زنگ زد یه تک بهم بده.به رها زنگ زدم و ادرسو بهش دادم.

چون تو یه محله بودیم زود اومد.مثل همیشه خوشتیپ و جذاب.با یه مانتو نخی سفید و یه شلوار لی چسپون و یه شال سفید.از در اومد تو صدای تپش قلبمو تشخیص داد.

دستشو گرفتم و رفتم سمت مبل که بشینیم یه گپی با هم بزنیم که دیدم گفت من خوابم میاد داستان‌های سکسی‌ میشه بخوابیم یه کم؟گفتم اینجا که نمیشه،حد اقل بیا بریم تو اتاق.

دستشو گرفتمو رفتم سمت اتاق مادر اینا چون هم مرتب تر بود،هم تختش دو نفره بود.گفتم تو برو تو اتاق تا منم برم کولرو روشن کنم نکنه گرم بشه.

رفتم کلید کولر رو زدم و برگشتم پیشش که دیدم شالشو انداخته دور گردنش و همون جوری داره خواب میره.ارو رفتم کنارش و گفتم چرا اینجوری خوابیدی.

مانتو تو درار اذیت میشی ها.مانتوشو دراورد.یه تاب سفید تنش بود که خ.ش فرمی سینه هاش اولین چیزی بود که میشد از نگاه اول فهمید.

اروم کنارش دراز کشیدم و به پهلو خوابیدم دستمو گذاشتم زیر سرش و دست دیکمم گذاشتم رو شکمش.اروم اروم با دستم روی پوست شکمشو قلقلک میدادم.

همین جوری ناخوداگاه دستم میومد بالا تا تینکه یهو دیدم دستم خورد به سوتینش داستان‌های سکسی‌ گفتم نکنه با خودش بگه مرده بی جنبه.

اروم اروم دستمو اوردم پایین و ورداشتم که به ناله ی کوچیک زد که اه.داشت خوشم میومد.چرا دستتو برداشتی.منم گفتم گفتم شاید ناراحت شی و بگی مرده بی جنبه.

واسه همین دستمو برداشتم.گفت نترس نمیگم.منم دستمو باز بردم زیر لباسشو پوست تنشو قلقلک میدادم.بعد از چند لحظه دیدم پشتشو کرد به من و چسپید.

منم هیچ تکونی نخوردمو به کارم ادامه دادم.کمکم کیرم داشت راست میشد.وقتی دیدم یکم غیر معمول داره سفت میشه و ممکنه رها بفهمه خودمو کشیدم عقب.

یکم که رفتم عقب دیدم برگشت به طرفم و گفت کجا بود او همه که گفتی پیشت باشم فلانت میکنمو بهمانت میکنم.منم گفتم اون برای خواب شب بود نه الان که صبحه.

گفت مگه من خودم بهت نگفتم تو فقط باش.بقیش مهم نیست.منم کفتم چرا ولی الان شرایطه خاصه.هیچی نگفت و چشماشو بست.

منم که خوشم اوده بود اینبار دستمو از پشت تاپش کردم تو و اینبار فقط دستمو روی پشتش میکشیدم.چه بچه کونی داشت.

داشت از تو شلوار چشمک میزد بهم وقتی ی دوسپسر مهربون و عاشق داشته باشید که هرکاری براتون میکنه و به اندازه کافی.

بابدنتون ور نمیره چیکار میکنین؟ داستان‌های سکسی‌ خیلی وقت بود امیرو تو اینستاگرام فالو میکردم جذاب و به نظر اروم و خونواده.

دار میومد داستان‌های سکسی‌ یکم صحبت کردیم با هم … منو ب قهوه دعوت کرد.

خوش صحبت بود خوب لباس میپوشید و البته هیکل خوبش لباساشو بهترم نشون میداد.

حرف که میزد و بهم نگاه میکردم دوس داشتم فک کنم دستش میره روی رونم و اروم رونمو میماله .

شرتم یکمی خیس میشد و تازه یادم میافتاد که بعضی از حرفاشو نشنیدم.

اصلن برنامه ی بکن بکنی وجود نداشت

من تو فکرم فانتزی داشتم و مطمئنم اونم ب من فکر میکرد و کیرش راست میشد . یکم با بدنم کخ ریخته بودم .

خوشم میاد پسرارو تحریک کنم دوس دارم وقتی مثلن دستش اتفاقی ب بدنم میخوره داستان‌های سکسی‌. ازین ادمایی که تا وقت گیر میارن.

دستشونو ب همه جای ادم میمالن متنفرم اون اتفاقه قشنگه اون اتیششی که بی انتظار روشن میشه خونه ی مستقل نداشت هیچ موقعیتی هم نه من نه اون ببرای سکس درست نکردیم بیکار نبودیم که.

میرفتیم و میوممدیم .. پیاده روی .. حرف … مشورت و گریه و خنده داستان‌های سکسی‌ دیگه از فکرش بیرون اومده بودم و ب اوضا بینمون.

عادت کرده بودم یه شب هردومون ب مهمونی دعوت شدیم اولین بارم بود پیکمو ب پیکش میزدم بعد از یکم گرم .

شدن سیگارمو برداشتمو دستشو گرفتم بریم تو حیاط سیگار بکشیم .. حیاط اروم تر بود داستان‌های سکسی‌.

خودم نشستم رو زمین .. روبروم نشست سیگارامونو روشن کردیم حرف زدیم ناراحت بودم برای همین سرمو چسبوندم ب سینش برای.

چند لحظه بعد رفتیم و رقصیدیم مست تر شده بودم و خودمو میمالوندم بهش وقتی تقرییبن همه مست بودن یهو منو کشید تو یکی از اتاقا .

چسبوند به تخت داستان‌های سکسی‌ کیرش که راست شده بودو لای پامم احساس کردم تو چشاش نگاه میکردم.

تو گوشم گفت چرا تحریکم میکنی؟ نمیتونم جلوی خودمو بگیرم داستان‌های سکسی‌ منم تو گوشش گفتم میتونم برات جبران کنم .

گوششو بوسیدم ولاله گوششو لیس زدم .لباشو رو لبام گذاشت .. داشتم میمردم کیرشو لای پام میخواستم حسابی.

منو مالوندو از لبام خورد بعد سینه هامو میمالوند و گردنمو میخورد گاهیم از رو پیرهنم کیرشو میمالید ب کسم دوستم یهو.

در اتاقو باز کرد شوکه شدیم همه ولی باهاش ازین حرفا نداشتم در گوش امیر ی چیزی گفت و رفت.

امیرم سرشو پایین برد زیر پیرهنم سینههامو میخورد دستامو گرفت و برد بالای سرم با یه چیز سیاه به تخت بست یهو شورتمو از پام کشید پایین .

چند ثانیه فقط کسمو نگاه کرد بعد پیرنمو داد بالا و از وسط سینم انگشتشو ب خالت نوازش تا کسم اورد پایین.

اینقد این کارو کرد که اهم درومد بغلم کرد و کیرشو کرد توم بلاخره .

مثل ندیده ها منو میکرد مثل حیوونا ….سریع ابش اومد داستان‌های سکسی‌ بغلم کرد …

میگفت چقدر تنگ و داغی بازم منو میکنه داستان‌های سکسی‌ الان اگه پامو براش باز نکنم حسابی عصبانی میشه و منو میخوابونه و کیرشو میکنه توم.

عاشق اینکارشم روی کونم رد دستاش هست همیشه دوست دارم ابش همیشه از کسم بریزه.
shahvani
سکس در اتوبوس فیلمهای سکسی سکس گی ایرانی سکس انال سکس زن لزبین ایرانی کوس لیسی سکس ضربدری فیلم سکسی ایرانی سکس با حجاب

Brunette teen Holly Hendrix gets hardcore anal fucked

ARIA VALENCIA AND LOLLY DAMES ARE FUCKING WITH BIG DICKS